أبو الحسن الشعراني
323
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
بايد دانست كه اين سخنان هيچيك صحيح نيست نه آنكه گفت : مراد از زندگى نام نيك است كه به روزگار مىماند ، و نه آنكه گفت : در حكم زندهاند ؛ چون ثواب بر آنها هميشه نوشته مىشود ، و نه آنكه گفت بدن آنها در قبر نمىپوسد . و اينها را كسانى گفتند كه از روح و تجرّد آن خبر ندارند و انسان را عبارت از همين قالب و بدن مىدانند . و صحيح همان است كه از روايت ابن عبّاس و تفسير بيضاوى نقل كرديم . « 1 » مؤلف : عبد الرحمن بن عبد اللّه بن عبد الرحمن بن ابى صعصعه گفت : عمرو بن الجموح و عبد اللّه بن عمرو بن حازم از جملهء كشتگان احد بودند . ايشان هردو را در يك گور نهاده بودند . وقتى سيلى عظيم بيامد و گور ايشان بر گذر سيل بود ، گور ايشان را خاك ببرد و ايشان در گور ظاهر شدند ، درست كه پنداشتى كه ايشان را همان ساعت نهادهاند و دست ايشان بر جراحت نهاده بود . يكى برفت و دست او چند بار از جراحت برگرفت ، هربار با جراحت نهاده شد ، و از وقعهء احد تا به روزگار اين سيل 46 سال بود . علّامه شعرانى : شايد يك تن در قبر نپوسد ، امّا حكم كلّى نمىتوان كرد ؛ چون بسيار ديديم از مردان نيك و علما و حاملان قرآن كه پوسيده بودند . در روايت حضرت عسكرى آمده است كه قسّيس نصرانى در دعاى استسقا از استخوان پيغمبرى تبرّك جست تا باران آمد « 2 » . و حقّ آن است كه نپوسيدن بدن فخر و شرف نيست و اين روايت ضعيف است . « 3 » مؤلف : و عبيد بن عمير روايت كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله روز احد به مصعب بن عمير بگذشت و او كشته افكنده بود . بر بالين او بايستاد و اين آيه مىخواند : مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ « 4 » . آنگه گفت : رسول خداى
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . الفصول المهمّه ، ص 286 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 248 . ( 4 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 23 .